ناصر الدين منشى كرمانى

مقدمه 3

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )

همين اشاره بفرض صحت استنباط ما مؤلف سمط العلى هنگام تحرير ذيل اين كتاب پنجاه و دو سال داشته است مؤلف پس از مرگ پدر تحت تربيت عم خود شهاب الدين ابو الحسن على يزدى قرار گرفت و او اين عم خويش را چنين معرفى مىكند « 1 » : « عمم مولانا قدوة الشافعين شهاب الملة و الدين ابو الحسن على يزدى كه بحقيقت در متانت علوم و تبحر در فنون معقول و منقول و فروع و اصول مشار اليه بود بىآنكه در كرمان تصور غرض مالى كرده بود يا خيال منفعت جاهى بسته بعد از سياحت اقطار ديار و جولان اباعد و اقاصى امصار توطن درين ملك اختيار كرده و تا روز وفات از هر منصبى دلفريب مجتنب بود و بعزّ عزلت مصون و بپرورش درخت دانش مشعوف و روزگارى بتمهيد قواعد دينيات و تشييد مبانى يقينيات مصروف و بسبب آنكه عم و استاد و مخدوم و مربى من بود در اطراء او زيادت ازين مبالغتى نميكنم » عمّ ديگر مؤلف نصير الملك ظهير الدين محمود از اصحاب ديوان بوده و در عهد حجاج سلطان يعنى پس از مرگ خواجه منتجب الدين عمدة الملك برادر خود در شغل « حكومت و تصرّف ولايات سرحد و مضافات » سر مىكرده و چندى نيز از طرف قتلغ تركان حاكم و رئيس دبيران ناحيهء سيرجان بوده « 2 » و غير از اين دو عمّ مؤلف را عمّ ديگرى نيز بوده است كه در صفحهء 104 تلويحا به او اشاره مىكند و در حقّ او مىگويد : « او را بسخنان مهذّب در اقليم عراق دبير بىنظير على الأطلاق دانستند » ولى نام او را نميبرد . مؤلف كتاب يعنى ناصر الدين بن منتجب الدين ظاهرا پس از رسيدن بسن رشد و فرا گرفتن مايه‌اى از علم و معرفت بتوسّط عمّ خود نصير الملك ظهير الدين محمود بعنوان كتابت در دستگاه دولتى داخل شد و در اين طريقه سيرهء پدرى را پيش گرفت و در سال 693 از طرف صفوة الدين پادشاه خاتون بمعرّفى فخر الملك نظام الدين محمود وزير برياست ديوان رسائل و انشاء كرمان منصوب گرديد در صورتى كه مطابق نوشتهء

--> ( 1 ) - ص 44 ( 2 ) - متن كتاب ص 46 و 48